بسیج دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخی را با حضور حمید رسایی نماینده مردم تهران برپا کرده بود که این جلسه به دلیل شعارهای برخی سبزپوشان که قصد داشتند اجازه سخنرانی به وی را ندهند، با حاشیههایی همراه شد.
به گزارش ایرنا، نماینده مردم تهران در این جلسه، همه شعارهای سبزپوشان را توضیح داده و آن شعار را بیاثر میکرد که همین مساله سبب شد تا حاشیه ها تبدیل به متن جلسه شود.
**ساعتی پیش از برگزاری مراسم ، سالن آمفی تئاتر شهید آوینی دانشگاه شهید چمران پر شده بود و بیش از ۱۵۰نفر نیز به صورت ایستاده در جلسه حضور داشتند.
**برنامه قرار بود ساعت ۱۲و ۳۰آغاز شود اما به دلیل شعاردهی حدود ۵۰ نفر که چهرههای خود را با دستمال سبز پوشانده بودند با ۳۰دقیقه تاخیر آغاز شد.
**شعار مرگ بر دیکتاتور از سوی برخی سبزپوشان داده شد که رسایی نیز این شعار را تایید کرد و گفت: بله ما هم میگوییم مرگ بر دیکتاتور اما دیکتاور واقعی کسی است که ارزشی برای رای ۴۰میلیونی مردم قائل نیست و آن را قبول ندارد.
**مسوولان برگزاری این جلسه به رسایی اعلام کردند که عدهای قصد به هم ریختن جلسه را دارند و جلسه را لغو کنید اما رسایی نپذیرفت و یک ساعت و نیم در جلسه صحبت کرد.
** قاری برنامه در حالی که شعار سر میدادند، با بصیرت کامل آیه فی قلوبهم مرض ... را قرائت کرد.
**دانشجویان سبزپوش که تعداد آنها حدود ۵۰نفر بود شعار توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد را سر دادند که رسایی گفت: بله این شعار درستی است چون موسوی هم میگفت که من بسیجی ام اما متاسفانه میبینیم که اکنون رادیوهای بیگانه از او حمایت میکنند پس ما هم میگوییم بسیجی آمریکایی دیگر اثر ندارد. این پاسخ با استقبال حاضران مواجه شد و برای دقایقی شعار بسیجی آمریکایی دیگر اثر ندارد از سوی حاضران سر داده شد.
** همزمان با آغاز سخنان رسایی، سبزپوشان شروع به پرتاب اشیاء مختلف به سمت او کردند که وی گفت: این دوستان حتما میدانند که من چه میخواهم بگویم که اینطور عصبانی شده و اجازه سخنرانی به من نمیدهند.
**آرامش رسایی در این جلسه به گونهای بود که در طول این برنامه لبخند به لب داشت. این حالت باعث میشد تا سبزپوشان بیشتر عصبانی شوند

**رسایی از دانشجویی که دستبند سبز به دست داشت و در ردیف اول نشسته بود خواست تا روی سن بیاید و نظراتش را بگوید و این را نشانه آزادی بیان و احترام تفکرات طرف مقابل دانست اما همان عده قلیل اجازه سخنرانی به آن دانشجو را نداده و در زمان صحبت او نیز همان جو را حاکم کرده و شروع به تمسخر این فرد کردند.
** این مساله سه بار دیگر تکرار شد و جمعا چهار نفر از سبزپوشان در کنار رسایی حاضر شدند و نظراتشان را گفتند و رسایی نیز به سوالات آنان پاسخ داد . رسایی هر بار قبل از سخن آنها اعلام کرد: اگر شما سخن بگویید و این جماعت نگذارند من پاسخ دهم یعنی آنها قائل به دیکتاتوری هستند.
**رسایی گفت: دانشجو اهل گفت و گو و منطق است و نه داد و قال که در این هنگام دانشجویانی که اکثریت جلسه را تشکیل میدادند، با شعار الله اکبر نظر او را تایید کردند.
**عدهای از طرفداران سبزپوش شعار رای ما را پس بدهید سر دادند که رسایی پاسخ داد: ما رای تقلبی و رای به کاندیدای آمریکایی را نمیدزدیم. با این جمله جمعیت به وجد آمد و به تشویق وی پرداختند.
** در ادامه جلسه سبز پوشان شعار دادند: رسایی بیعرضه که این نماینده پاسخ داد: حضور چهل میلیونی مردم در انتخابات نشان داد که ما بیعرضه نیستیم و الا نمیتوانستیم مردم را پای صندوق بکشانیم.
**زمانی که یکی از حاضران سبزپوش بطری آب به سمت رسایی پرت کرد، وی گفت:
یاران پیامبر هم زمانی که قصد بیان حقایق به مردم را داشتند، به سویشان سنگ پرتاب میکردند. ما از این حرکات ترسی نداریم. الزیدی هم کفش به سوی بوش پرتاب کرد و ابوذر هم استخوان به سوی معاویه پرتاب کرد و آنها هم به سوی یاران پیامبر سنگ پرتاب میکردند. مهم نیست که چه چیزی پرتاب میشود بلکه مهم این است که پشت این پرتاب چه تفکری نهفته است.
**جوابهای صریح رسایی موجب شد تا اواخر جلسه طرفداران سبزپوش که در ابتدا حدود ۵۰نفر بودند و شعار سر میدادند به کمتر از پنج نفر رسیده و با عصبانیت بر سر دوستان خود فریاد میزدند که چرا شعار نمیدهید.
**رسایی پس از سخنرانی یک و نیم ساعته و مقاومت در برابر شعارها گفت: من می خواستم در سخنرانی هم همینها را بگویم که در جنگ نرم شعار مرگ بر دیکتاتور سر میدهند ولی سعی میکنند دیکتاتوری نوین را حاکم کنند که نمونههایی از آن را دیدید.
** دانشجویان سبز پوش شعار سر دادند: ابطحی زیر شکنجه اعتراف کرده که رسایی پاسخ داد: اگر ابطحی و حجاریان زیر شکنجه اعتراف کردند، پس آدمهای بیعرضهای هستند. چون شهید آیت الله سعیدی را هر قدر هم که شکنجه کردند نظرش را تغییر نداد ولی با شناختی که از ابطحی دارم قائلم که فردی منطقی است و وقتی دیده شرایط چگونه است از اعمال خود پشیمان شده و اعتراف کرده است.
**دانشجویان سبز پوش عصبانی وقتی هر شعاری میدادند و رسایی آن شعار را توضیح داده و به خودشان برمی گرداند، شعار مرگ بر تو را سر میدادند که رسایی گفت: مرگ حق است و سراغ همه میآید مهم این است که وقتی مرگ سراغ ما آمد، دشمنان اسلام از مرگ ما خوشحال شوند.
**رسایی در پایان از تمام دانشجویان تشکر کرد حتی از دانشجویانی که پارچه سبز به دست داشته و در جلسه حاضر بودند ولی به صورت منطقی برخورد می کردند نیز تشکر کرد.
نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 12 آبان1388 ساعت 10:58 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

............................................................................................................................................

............................................................................................................................................

..........................................................................................................................................

..........................................................................................................................................

..........................................................................................................................................

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 13 مهر1388 ساعت 4:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
ای که هر لحظه تمنای رخ یار کنی شده آیا به عمل هم تو کمی کار کنی
دل از این بار گناه خسته و بیمار شده وقت آن نیست که درمان دل بیمار کنی
دل شده محفل هر غریبه ای غیر از دوست وقت آن نیست که خالی ز دل اغیار کنی
روزگاریست که این روح به خواب افتاده وقت آن نیست دل خفته تو بیدار کنی
بهتر آنست که اول قدمی برداری پس از آن آرزوی وعده دیدار کنی
به ره تزکیه نفس قدم محکم کن که جز این ره نتوان راه خود هموار کنی
سید کون و مکان جان به فدایت مولا چه شود گر نظری جانب انوار کنی
منبع:گروه دیدبان خرم آباد
نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 13 مهر1388 ساعت 1:2 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
او ارباب ملت خود بود.

او خادم همه ملت ها بود.

او برای ارزش ها احترام قائل نبود.

او به اعتقادات خو پایبند بود.

او یک فراماسون غرب زده بود.

او مطیع رهبر بود.

و او . . .

او مهربان بود

او ذلیل بود

او عزیز بود

او یک روحانی نما بود

او انحصار طلب بود

او از مردمی و مردم بود

او ترسو بود

او شجاع بود
نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 23 شهریور1388 ساعت 4:42 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
ديشب اين طبع، بيقرار شما
خواست عرض ارادتي بکند
دست کم از دل شکستهتان
واژههايم عيادتي بکند
***
چشم بد دور، عمرتان بسيار
کس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
ميشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشيات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السکينه» تو را
کرده سرشار از فراواني
***
واژهها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور
***
اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي
***
سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
که ز امت چنين کند تجليل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون کوثر
هان! «فصل لربک وانحر»
***
گرچه در باغ سينهات داري
لطفها، مهرها، محبتها
گفتي اما نميروي چو حسين
تا ابد زير بار بدعتها! 
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لبها
ذکر يا صاحب الزمان (عج) گل کرد
***
جان ايران! چه شد که جانت را
جان ناقابلي گمان کردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو کامل است، ناقص نيست
ميدهد عطر يک بغل گل ياس
دستت اما حکايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!
شعر از : حجتالاسلام جواد محمدزماني
منبع:http://fateemeh.blogfa.com
نوشته شده توسط محمد در جمعه 6 شهریور1388 ساعت 1:36 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
و این آستین خالی که در باد به اهتزاز در می آید، نشانه ی وفاداری توست در عهدی که با اباالفضل العباس بستهای. چیست آن عهد؟ «مبادا امام تنها بماند»...
![]()
خلاصه ی همه ی آنچه در روز قدس گذشت...
![]()
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 5 شهریور1388 ساعت 4:47 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سراسر فعل سبزی ها حلال است نشستن پیش محرومان حرام است
مکش دست نوازش بر یتیمان که بی کس را، نوازش هم حرام است

شعاری بر عیله انگلستان بنا بر قول سبزی ها حرام، است
مبادا لج کنی با آل صهیون به قول موسوی، این هم حرام است

اگر اشغال دشمن شد فلسطین مسلمان را حمایت هم حرام است

ولی استاد موسیقی و آواز برایش ربنا خواندن حلال است

به من ربطی ندارد در فلسطین مسلمان را مسلمانی حرام است
همانا موسوی، عشقم عزیزم تمام فعل و افعالش حلال است
بمیرد در فلسطین کودکی زار حمایت های لفظی هم حرام است


(تصاویر فوق را طرفداران احمدی نژاد و با کمک فتوشاپ ساخته اند تا به صهیونیست ها تهمت آدمکشی بزنند در حالی که همه میدانند صهیونیست ها خیلی روحشان لطیف است و این وصله ها به تنبانشان نمیچسبد. اگر باورتان نمیشود بروید از حامیان داخلی صهیونیست ها بپرسید. البته لال و کور و کچل بشم اگه منظورم "چیز" باشد چون این وصله ها به خواجه حافظ شیرازی میچسبد ولی به بعضی ها خیر!!! تازه یه بنده خدایی هست که میگه هر کی بیشتر به فلسطینی جماعت فحش بده به خدا نزدیکتره که البته ایشون هرگز سبزی نمیخورند پس ربطی به جنبش "چیز" ندارند)
چنان گردنکشی، سرمایه داری برای فوج کروبی حلال است
به فتوای سران اغتشاشات اطاعت، جز ز بی بی سی حرام است
اگر سبزی بسوزد مسجدی را نگاه چپ به او کردن حرام است
اگر خوردی کتک از آل سبزی دفاع از خود، بدان اما حرام است


نماز جمعه با سوت و کف و جیغ حلال است و به غیر از آن حرام است


حلال آن ادعای پر هیاهوست بخواهی مدرک از آنها، حرام است
حلال است آنکه ناموس من و تو خورد فحش از شما، جز این حرام است
بساط قلدری اندر خیابان ز سوی جمع سبزی ها حلال است

در این وضع سراسر شبهه آلود حلال شرعی و عرفی حرام است
الا سبزی، ز بی بی سی حذر کن که گوید عشق ایران هم حرام است
گمانم انتقاد از آل سبزی حرام اندر حرام اندر حرام است
شعر از علی میرزائی
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 5 شهریور1388 ساعت 4:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
افتخاري ديگر براي سبز پوشان حضور بيش از ۴ ميليون در راهپيمايي روز قدس!!!
سيل جمعيت سبز انقدر زياد هستند كه از كادر خارج شدن و هيچ دوربيني در دنيا نيست كه بتوانند جمعيت را از اين بيشتر نشان دهد!!!!در هر صورت دوستان سبز غصه نخورند دولت احمدي نژاده ديگه!!!البته با اين تبليغات ۱ ماه جمعيت خيلي زيادتر از اون چيزي كه فكر مي كرديم شد!!!همانطور كه براورد شده جمعيت ۶ ميليون بود البته ببخشيد من در تيتر گفتم ۴ ميليون كه دروغ!!گفتم و خواستم جمعيت سبز شما را كمتر از اون چيزي كه هست نشون بدم!!!دوستان سبز دقت داشته باشند كه همين جمعيت هم كافيه ديگه نميشه كه ۷۲ ميليون بيان تهران راهپيمايي سبز كنند!!!!همين بسه!!خدا لعنت كنه... با اين دوربين ها كه جمعيت ۶ ميليوني را چطور نشون ميده!!انگار همش ۲۰۰- ۳۰۰ نفر هستند!!به گفته چند تن از دوستان احتمالا دوربين روسي بوده!!من از يكي از دوستانم شنيدم كه حاميان دولتكودتا!!!اين عكسها دست كاري كرده وادم ها!!را از داخلش با كمك نرم افزاري به نام فتوشاپ!!از بين بردند!!البته اين كار را در واقعيت بسيار راحت تر انجام مي دهند!!
در ضمن به گفته مير خيلي پير!!ما خيلي بيشماريم!!!آنقدر بيشماريم كه خدا تا حالا اينقدر انسان نيافريده!!ما بيش از ۸۰۰۰۰۰۰۰۰۰ عضو در جنبش را ه سبز اميد داريم!!بميرد هر انكه نمي تواند ببيند!!!ما ديگه از شور در آورديم آنقدر كه بيشماريم!!
اينم يه جمعيت ۵۰ نفري!!از مردم..آنقدر جمعيت سبزها زياد بود كه ديگر اجازه خود نمايي به مردم عادي داده نشد!!البته دوستان سبز بر اين موضوع دقت دارند كه بازهم دوربين ها از نوع روسي است!!به قول يكي از دوستانم (م-ن)اينها يه دوربين هايي دارند كه خود به خود ادم اضافه ميكنه و دوربين زادو ولد ميكنه و ادم به دنيا مي اورد!!دوستان باور كنيد جدي مي گفت..اين ديگه طنز نيست البته از ۱۰۰ طنز خنده دار تره!!!بازم خدا لعنت كنه ..... با اين دوربين هاش خودشون رو زياد نشون ميدن ادم فكر ميكنه ۱۰۰۰۰۰۰-۲۰۰۰۰۰۰ ولي ما رو آنقدر كم اخه نه شما بگيد اين انصافه...تا كي از دست اين دولت سيب زميني خور ما بايد بكشيم!!!!
حال خود قضاوت كنيد!!
در ضمن پيشاپيش عيد سعيد فطر رو تبريك ميگم به همه مسلمون ها..البته من حدود ۲۴ روز پيش عيد رو به دوستان سبز تبريك گفتم.مثله امروز كه نشون دادند چقدر مسلمونن و آب ميخورندو سيگار ميكشند ماه رمضان براي اين دوستان ۳ روزه و اين نظام كرده ۱ ماه!!مرگ بر اين......
منبع:http://dolatyar110.blogfa.com
نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 5 شهریور1388 ساعت 4:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
مردم قضاوت می کنند...


نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 4 شهریور1388 ساعت 4:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آقاي احمدينژاد
اين بزرگترين جنايت است كه شايعات دروغ را در حجم وسيعي براي كساني كه امكان دفاع در سيما را ندارند، طرح و پخش كنيد. مومن آن است كه با مدرك صحبت كند نه اين كه روي بستر شايعات، مانند ضدانقلاب اتهامات كلي بزند. بايد بگوئيد كجا فسادي از ما ديدهايد. نه اين كه با يك جمله كه «پسران رفسنجاني چه ميكنند» ، روي بستر شايعات راي جمع كنيد.
آقاي احمدينژاد
شما خوب ميدانيد كه من 12 سال است هر روز بعد از نماز صبح تا پاسي از شب در مترو فعال هستم و توانستهايم تاكنون بيشتر از 105 كيلومتر و 60 ايستگاه مترو بسازيم و 700 واگن را در خطوط مترو فعال كنيم و 2 ميليارد سفر را ساماندهي نماييم.
اگر مرا به عنوان مفسد ميشناختيد، چرا در دو سالي كه شهردار تهران بوديد و من مديرعامل مترو بودم و سه معاون شما (بهبهاني، سعيدلو و عليآبادي) عضو هيات مديره مترو بودند، با من برخورد نكرديد. بلافاصله بعد از انتخابات نيز استعفا دادم، اما نپذيرفتيد. چرا در طول چهار سالي كه رئيسجمهوريد، هيچ اقدامي نكرديد و مدارك خود را به دستگاه قضائي نداديد.
شما خود از مديران آقاي هاشمي بوديد و در دوره اصلاحات كنار گذاشته شدهايد. در زماني كه شهردار تهران بوديد، بارها از آقاي هاشمي براي سخنراني و افتتاح پروژهها و برنامههاي خود دعوت كرديد.
آقاي احمدينژاد
شما كه مدعي ارائه ليست اموال خود هستيد، بعيد است ندانيد كه ما ليست اموال خود را سه بار به قوه قضائيه دادهايم. يك بار در سال 68، يك بار در سال 72 و يك بار در سال 76 و مگر آيتالله يزدي رئيس وقت قوه قضائيه در نماز جمعه نگفت كه اموال ما نسبت به قبل از انقلاب كمتر نيز شده است. پس چرا دروغ ميگویيد و عوامفريبي ميكنيد. 
آقاي احمدينژاد
شما در مقابل ديدگان دهها ميليون بيننده تلويزيون با آبرويم بازي كرديد. چگونه ميتوانيد پاسخ خدا را بدهيد؟ چگونه خود را به عنوان مسلمان به مردم معرفي ميكنيد، در حالي كه ميدانيد حتي اگر يك نفر به خاطر حرفهاي بياساس شما نسبت به من بدبين شود، در آتش جهنم خواهيد سوخت. چگونه ميخواهيد جبران كنيد؟ قطعاً نميتوانيد و... شما خوب ميدانيد كه ثروت و قدرتي كه ما را به آن متهم ميكنيد وجود خارجي ندارد، لذا جرات اهانت به استوانه انقلاب اسلامي حضرت آيتالله هاشمي را پيدا كرديد و خود را اينگونه شجاع قلمداد ميكنيد.
آقاي احمدينژاد
در 8 روزنامه، 7 خبرگزاري و 50 سايت اينترنتي وابسته كه معلوم است هزينههاي آن از كجا تامين ميشود ، ادعا ميكنيد كه ستاد انتخاباتي نداريد. در همين رسانهها، مرا به دروغ متهم به فعاليت انتخاباتي در مترو به نفع آقاي موسوي ميكنيد. چرا به جاي رقابت با آقاي موسوي، با دروغپردازي و عوامفريبي، فضاي انتخابات را هاشمي – احمدينژادي ميكنيد. براي اين كه ميخواهيد دوباره از بستر شايعات موجود در كشور عليه هاشمي، كه به خاطر جانفشاني براي انقلاب اسلامي در طول 30 سال ايجاد شده است، سوءاستفاده نمایيد و براي خود راي دست و پا كنيد.
آقاي احمدينژاد
فرض كنيد كه با دروغگويي و دروغپردازي و تهمت به امثال من و ديگران كه جز خدمت به اسلام و كشور، كار ديگري نكردهايم، راي هم اضافه كرديد. مگر اين راي براي شما حلال است. اين حق الناس است و حتماً در آخرت جز آتش دوزخ براي شما نتيجه ديگري نخواهد داشت.
امام علي عليهالسلام ميفرمايد: «كسي كه از راه شر (دروغ و تهمت) به پيروزي دست يابد، در حقيقت مغلوب است.»
در فرازي از نهجالبلاغه آمده است: «كارگزاران دولتي را از ميان مردمي باتجربه، باحيا و از خانداني پاكيزه و با تقوا كه مسلماني با سابقه درخشاني دارند انتخاب كن زيرا اخلاق آنان گراميتر و آبرويشان محفوظتر و و طمعورزيشان كمتر و آيندهنگري آنها بيشتر است.»
در خاتمه از رهبر معظم انقلاب تقاضا ميكنم دستور رسيدگي به مراجع ذيصلاح بدهند كه منظور واقعي آقاي احمدينژاد در مناظره تلويزيوني چه بوده است؟
تا سيهروي شود هركه در او غش باشد
و السلام عليكم و من اتبع الهدي
محسن هاشمي
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 4 شهریور1388 ساعت 4:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
مراسم باشكوه تنفيذ دومين دوره رياستجمهوري دكتر احمدينژاد بالاخره برگزار شد و در اين تنفيذ مهم پيروزي بزرگي نيز رقم خورد.
پيروزي بزرگ اين مراسم از آن جهت است كه در اين مراسم، جمع حاضر نابتر از دوره هاي قبل شده بود، به اين معنا كه كساني كه در اطاعت از ولايت رهبر معظم انقلاب خردهشيشه دارند، در اين مراسم حاضر نشده بودندهاشمي رفسنجاني در همه هشت مراسم تنفيذ رياست جمهوري كه در طول عمر 30 ساله انقلاب اسلامي برگزار شده بود، حضور داشت اما اين اولين بار بود كه وي در مراسم تنفيذ رياست جمهوري حضور نداشت، مراسمي كه اكثر مسئولان عاليرتبه نظام و روساي قوا و عصاره گروه هاي مختلف جامعه اعم از سياسيون و هنرمندان و ورزشكاران در آن حضور داشتند.
اين بدان معني است كه دوران افول نفوذ بلامنازعه هاشمي رفسنجاني آغاز شده و عليرغم توقع بيجاي بعضيها، مراسم تنفيذ بدون حضور او نيز برگزار شد و به وضوح عيان شد كه انقلاب راه خود را ميرود، چه هاشمي بيايد، چه نيايد
..

پيام عدم حضور خاتمي، موسوي، كروبي، سيد حسن خميني و برخي همپيمانان آنها در اين مراسم نيز اين است كه آنها راه خود در زمينه تبعيت از نظام و رهبري شفاف كرده و ديگر نمي توانند يكي به نعل و يكي به ميخ بكوبند...
و اينها يك پيروزي بزرگ است؛ پيروزي اي به نام خالص شدن رهروان امام، انقلاب و ولايت ...
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 4 شهریور1388 ساعت 3:41 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
شهيد آيت اعتقاد داشت كه ميرحسين موسوى وابستگىهايى به ملى گراها دارد و هيچ اعتقادى به جريان انقلاب ندارد و معتقد بود حتى روزى ايشان به عنوان مخالف در برابر انقلاب خواهد ايستاد
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 4 شهریور1388 ساعت 2:22 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آقاى مهدى كروبى با مواضعى كه در ماه هاى اخير اتخاذ نموده و اتهامات كذب و شرم آورى كه به نظام اسلامى نسبت داده، اين روزها به ستاره رسانه اى ضدانقلاب و غرب تبديل شده است. كف و هورايى كه رسانه هاى مخالف نظام براى كروبى مى كشند، بى سابقه است و به خوبى از افول بى بازگشت شيخ سابق اصلاحات خبر مى دهد. نكته اى كه در اين ميان قابل تامل است، صفت «شجاعت» است كه رسانه هاى ضدانقلاب و نيز افرادى نظير ميرحسين موسوى، كروبى را بدان مى ستايند. آقاى كروبى نيز به طور مداوم و در هر مصاحبه اى به اين صفت ذاتى خود اشاره و تاكيد مى كند كه از هيچ كس نمى ترسد! 
البته آقاى كروبى حق دارد! كسى كه ۳۰۰ ميليون تومان از يك متخلف اقتصادى به نام شهرام جزايرى پول دريافت كرده، در مناظره انتخاباتى و در چشم مقابل ۷۰ ميليون ايرانى هم به دريافت اين پول از شهرام جزايرى اعتراف نموده و هيچ برخوردى از جانب دستگاه قضايى با او صورت نگرفته است، على القاعده نبايد از هيچ چيز هراس به دل راه دهد.
كسى كه به رغم هزينه كردن ميلياردى (به احتمال زياد از جنس همان پول هاى شهرام جزايرى) در انتخابات موفق به كسب ۳۰۰ هزار راى از ۴۰ ميليون راى شده و آرايش از آراى باطله هم كمتر بوده، اما با اعتماد به نفس كامل خود را پيروز مى داند براى احقاق حق خود(فاصله بين ۳۰۰ هزار تا ۲۵ ميليون را محاسبه كنيد!) دعوت به آشوب مى كند، على القاعده آدم شجاعى است.
اما اينجا يك نكته كوچك و يك سؤال كوچك تر وجود دارد. نكته اين كه بالاخره بعد از چند ماه دعوت به آشوب و اغتشاش، نظام اسلامى بر اساس مصلحت ها و حرمت نگه دارى ها، آقاى كروبى را رها نموده تا هر چه مى خواهد دل تنگش بگويد و حرمت بشكند و دلش به كف و هوراى ضدانقلاب خوش باشد.
اما سؤال كوچك از آقاى كروبى كه تيغ آخته اش در برابر نظام اسلامى پايين نمى آيد، اين است كه: حضرت شيخ شجاع! بدون اين كه پاى ديگران را وسط بكشيد، خود شما، شما كه از هيچ كس نمى ترسيد، چرا در بهمن ماه ۱۳۵۵ در مراسم «سپاس اعليحضرتا» شركت كرديد و تمناى عفو ملوكانه نموديد تا از زندان آزاد شويد؟
آقاى كروبى! آن روز شما به شاه «سپاس اعليحضرتا» گفتيد، اكنون بقاياى شاه منفور به خاطر مواضعتان به شما «سپاس» مى گويند.
آقاى كروبى! در جمهورى اسلامى از هيچ كس نترسيد اما از خدا بترسيد
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 4 شهریور1388 ساعت 1:44 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
مصطفی نمازیان - میرحسین سلام. میدانم که این روزها به زور جواب سلام می دهی، آخر دیگر کسی نیست با تو سلام و علیک کند. آخر دیگر کسی به دیدارت نمی آید. دوباره غیبت صغری شما شروع شد، اما مشخص نیست چند سال طول می کشد. دوباره به اصل خودت بازگشتی. چقدر از انزوا و تنهایی خوشت میاید: دفعه قبل خودت از مردم دور شدی واینبار مردم از تو دور شدند. مگر نشنیدی میگن دوری و دوستی!!! فکر می کردی صحنه ...
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 4 شهریور1388 ساعت 1:17 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
روانبخش - دبير سياسي هفته نامه پرتو با اشاره به دادگاه متهمان اخير خاطرنشان كرد: جاي فرزندان هاشمي كه باز هم در حاشيه امن پدر هستند، پشت ميزهاي محاكمه خالي است. وقتي حلقه 108 نفري كيان دستگير شد، سعيد حجاريان كه در ماهنامه كيان فعاليت مي كرد، گفت: چرخه اصلاحات در دفتر رياست جمهوري در زمان هاشمي رفسنجاني در مركز مطالعات استرتژيك زده شد
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 4 شهریور1388 ساعت 1:14 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
جناب ميرحسين! دوست داشتم در فضايي مهربانانهتر با تو سخن بگويم

فكرش را هم نميكردم كه سرانجام انتظار ديدارم با ميرحسين بدينجا ختم شود ولي من نه ميرحسين كه حاميانش را به جاي روز روشن در شب تاريك مشاهده كردم؛ آنجا كه جاي دست دوستي نخستوزير دوران جنگ، سنگي سنگين به سنگيني انتظار 20 ساله، فرق سرم را شكافت، مرا بيهوش كرد تا ضربات سنگهاي ديگر جسم نحيفم را بيش از اين نيازارد
.اما جناب موسوي! اگر سنگ دوستانت بر جسم و جان خراش آورد، امان از حرفهايت، بيانيههايت، شاخ و شانه كشيدنهايت و خندههاي شيطاني آن سوي آب كه روح را آزرد و بي تاب و مجروح كرد. جناب ميرحسين! دوست داشتم در فضايي مهربانانهتر با تو سخن بگويم. قرارمان اين نبود ولي تو قرارمان را بهم زدي، با حرفهايت و سنگهاي اطرفيانت.
***
قصه آن شب را ميخواهي بداني؟ ... شايد برايت مهم نباشد اما قصه آن شب، متن شكايت من از توست. تو متهم هستي به ريختن خون فرزند يك شهيد. من هم رهايت كنم، مادر بزرگم دستبردار نيست. آخر من تنها يادگار فرزند شهيدش هستم... ميداني، تا همين امروز اعتراضات مدني تو به قيمت جان چه بيگناهاني تمام شده است؟! جانباز دوران جنگ را طرفداران تو و نه بعثيهاي خبيث، باز جانباز كردهاند. اين ننگ را كجا ميخواهي ببري، آقاي نخستوزير دوران جنگ؟! بنده خدا رضا برجي حق دارد از تو بپرسد كه: «روي خون چند نفر ميخواهيد رئيسجمهور شويد؟!»
***
دوشنبه شب، همان شبي كه تو غروبش به بهانه بيانيه، فرمان آشوب دادي، همان شبي كه تو بعد از اين فرمان به دامان خانه بازگشتي و در آشيانه آرام گرفتي، ميليشياي دموكراسي، ناشيانه به جان ملت افتاد و تنها در خيابان آزادي، هفت نفر را به شهادت رساند. در آن شب كه تب آتش و دود بالا گرفته بود، دوستانت بوي باروت ميدادند. اعتراضشان مدني بود اما بوي خون ميداد. گنگ خواب ديده شده بودند. حجاريان كه گفته بود؛ اصلاحات خون ميخواهد! چرا تعارف كنيم. تو مشكلت احمدينژاد نيست. در سر نه سوداي اصلاحات، كه خيال كودتاي مخملين داشتهاي. حداقل رفتار و گفتارت كه اين را ميرساند. در دل چه ميانديشيدي، خدا عالم است اما باز هم خدا عالم است كه با امثال ساسي مانكن نميتوان انقلاب كرد.
امر گاهي بر آدم مشتبه ميشود. اشتباهي گمان ميكند كه كار تمام است. اين گمان سنگ به دستان هوادار تو بود. البته همه هواداران تو را با يك چوب نميرانم. عقلاي شان خوب مردمي هستند. هرچند كه بعيد ميدانم كه دگربار به تو روي خوش نشان بدهند و راي بدهند. تو حتي صداي مسيح مهاجري را هم درآوردي! در سرمقاله جمهورياسلامي خطاب به تو با عتاب و بعد از كلي حساب و كتاب نوشته بود: چرا وقتي ولايتفقيه و شوراي نگهبان را قبول نداشتهايد، اصولا نامزد انتخابات شدهايد؟ اما از صفحات كاغذي به كف خيابان برگرديم. خس و خاشاكي كه به اسم تو، دنبال رسم براندازي بودند، با خود ميپنداشتند كه اين ظلمت و تاريكي، هميشگي است اما نيك كه بنگري ره افسانه زده بودند. سحر نزديك بود. نماز آدينه را ديدي؟ زيارت قبول! ميدانم در آن نماز نبودي. سرباز انقلاب بودن، لياقتي ميخواهد كه خدا سعادتش را براي هميشه به آدمي نميدهد. خواه مرجع تقليد باشي، خواه قائممقام رهبري. بزرگتر از شما بودند كساني كه ميخواستند بر صورت خورشيد، خاك بپاشند. سرنوشتشان را تو بهتر از ما ميداني ... و خوب ميداني كه قرارمان اين نبود،تو قرارمان را بهم زدي، با حرفهايت و سنگهاي اطرافيانت. چه بسيار كه از در نصيحت به تو ميگويند: به سيم آخر زدهاي اما هنوز دير نشده! جناب موسوي! معمولا رسم روزگار بر اين است كه زود، دير ميشود. تو قبل از آنكه بخواهي با پاپس كشيدن،منت بر نظام و ملت بگذاري، اول بايد جواب اين خونها را بدهي. قهرمان
بازي بماند براي بعد.
***
دوشنبه شب، من بيآنكه عضو نيروي انتظامي باشم، دوشنبهشب، من بيآنكه عضو بسيج باشم، راهي خانه بودم اما نميدانستم كه خانه رفتنم جرم بود. من نه سپاهيام، نه مدعيام كه حزباللهيام و نه هيچ، الا فرزند يك شهيد. بيش از 10 سال سابقهكار مطبوعاتي دارم و تاكنون ياد ندارم اشارهاي به اين كرده باشم كه فرزند شهيد هستم. اما از آنجا كه شما وقتي حال و روز امروز خود را خراب ميبينيد از نخستوزيريتان در دوره جنگ مايه ميگذاريد، چه باك اگر ديگران بدانند مرا هم با همان دوره عهد و پيماني ناگسستني است! اما اين ننگ را كجا ميخواهي ببري، آقاي نخستوزير دوران جنگ، كه همه قاتلان پدر من و تمام دشمنان شهدا پشت شما درآمدهاند؟
همان كساني كه به صدام دستور كشتن پدر مرا دادند اين روزها براي تو دست ميزنند! همان كساني كه حاجاحمد متوسليان، اين حيدر كرار سپاه خميني (ره) را به اسارت بردند، اين روزها در مدح تو شعر ميخوانند! همان منافقيني كه در مرصاد نقشه فتح تهران را كشيده بودند، اين روزها با تو ابراز همدردي ميكنند! فرح پهلوي و فرزند شاه مخلوع را با تو چه نسبتي است؟ چه شده كه شيمون پرز به طرفداري از تو برخاسته؟ اينها كه روزگاري مقابل همه ما، تاكيد ميكنم همه ما، صفآرايي كرده بودند، اينك پشت سر تو سنگر گرفتهاند . راستش را بگو اين 20 سال با خودت چه كردهاي؟ تو عوض شدهاي يا آنها؟ نه به آن سكوت 20 سالهات، نه به اين همه هياهو. نه به آن تفريط، نه به اين افراط. راستي! فريادت هم مثل سكوتت، مشكوك و معنادار است. البته قرارمان اين نبود ولي تو قرارمان را بهم زدي؛ با حرفهايت و سنگهاي اطرافيانت.
***
جناب ميرحسين!
نظامي كه خميني پايه آن را گذاشت و خامنهاي ادامه دهنده راهش است، دوستاني دارد و دشمناني. نه هر كسي براي اين دوستي، سزاوار است و نه هر ناكسي براي اين دشمني لايق. امثال شما شايد روزگاري دستي در سپاه دوست داشتهايد و ليكن امروز نه آنگونه است كه با داد و بيداد و فرياد مبدل به دشمن نظام شويد. جمهوري اسلامي، جمهوري مقدسي است كه خبيثترين شياطين عالم دشمن آنند؛ صهيونيستها، سران شيطان بزرگ، ابر سرمايهداران عرصه رسانه و... پس با اين خودنماييها، بيزحمت خودتان را دشمن نظام جا نزنيد.
علي(ع) را دشمني سزاست همچون عمروعاص و معاويه. ابن ملجمها و قطامها گرچه در تقاطع براندازي، با سران كفر به يك نقطه مشترك ميرسند اما امثال پسر ملجم و...، حقيرتر از آنند كه دشمن ابوتراب لقب گيرند. چنين افرادي بيش از آنكه دشمن علي باشند، آلت دست دشمن اصلياند. نه! نظام در شناخت دوست و دشمن اشتباه نميكند. ما يك «خودي» داريم و يك «غير خودي» و اين وسط هستند كساني كه نقششان بيشتر از «نخودي» نيست. نخوديها نه به سكوتشان اعتباري هست نه به فريادشان. اما هم سكوتشان و هم فريادشان قند در دل دشمن آب ميكند و دشمن را به يك چيزهايي اميدوار. بيچاره دشمن! بيچاره رئيسجمهور آمريكا كه باز هم به اميد خبرهايي از ايران نشست اما از كودتاي مخملين، طرفي نبست.
اين ننگ را به كجا ميخواهي ببري، آقاي نخستوزير دوران جنگ! تو امروز رايحه دوران امام را ميدهي يا بوي خباثتهاي شيطان بزرگ را؟ تو امروز، چيزي از ديروز خود باقي نگذاشتي. آمريكا، انگليس و اسرائيل، آنقدر از تو خوبي ديدهاند كه گناه با امام بودنت را و گناه انقلابي بودنت را و گناه 8 سال نخستوزيري دوران جنگت را بخشيدهاند. از نظر اوباما تو ديگر پاك پاكي!... و اين يعني اينكه قرارمان اين نبود، قرارمان را تو بهم زدي، با حرفهايت و سنگ و تيغهاي اطرافيانت. همان سنگ كه پدران بسياري را داغدار عزيزانشان كرد و بر سر من نيز نشانهاي گذاشت.
گفت: به كسي كه جرمش آتش است، به خاكستر قناعت كردهاند، چه جاي شكايت است. شكايتي از محضر دوست نيست. جان امثال من چه ارزشي دارد كه براي يار خراساني، قرباني شود. ما اما گريبان آنهايي را كه به صورت خورشيد، خاك ميپاشند، رها نخواهيم كرد؛ پس بسمالله.
حسين قدياني فرزند شهيد
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 4 شهریور1388 ساعت 0:58 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
نايب رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس با تاكيد بر اينكه دستگيري موسوي و حضور او در دادگاه خواست موكد نمايندگان مردم است، گفت: موسوي با دادن اطلاعيهها بايد مسئوليتپذير باشد و پاسخگوي اقدامات خود باشد. 
اسماعيل كوثري نايب رئيس كميسيون امنيت ملي با اشاره به برگزاري دومين دادگاه متهمان اغتشاشات اخير گفت: در هر كشوري و در هر حادثه و جرمي كه صورت ميگيرد اقدامات غيرقانوني توسط افراد خاص انجام ميشود كه افراد متهم بايد به دادگاه فرا خوانده شوند.
وي اظهار داشت: افرادي كه خود را در چارچوب قانون قرار نميدهند و اقداماتي عليه اموال عمومي و امنيت ملي كشور انجام دادهاند بايد در دادگاه حاضر شوند و علت تخلفات و غيرقانوني عمل كردن خود را بگويند.
كوثري با اشاره به شكاياتي كه از سوي مردم به دادستاني رسيده است، گفت: دادگاه براي رسيدگي به شكايات مردم و مدعيالعموم كه دادستاني است، تشكيل شده است.
عضو كميسيون امنيت ملي تصريح كرد: بايد دادگاه تشكيل شود و اطلاعرساني به طور كامل و دقيق انجام شود تا همه مردم دقيق متوجه شوند و همه توجيه شوند كه چه اقدامات غيرقانوني صورت گرفته است.
كوثري مجددا در پايان تاكيد كرد: دستگيري موسوي و حضور او در دادگاه خواست موكد نمايندگان مردم است و بايد پاسخگوي اقدامات خود باشد.
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 4 شهریور1388 ساعت 0:42 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
از آنجايي كه در بسياري از سفرهاي استاني دكتر احمدينژاد رئيسجمهور حضور داشتهام بارها ديدهام كه مردم با چه شور و حرارتي شعار دادهاند كه "مالك اشتر علي به شهر ما خوش آمدي" و همين شعار در ايام انتخابات اين گونه سر داده شد كه: "مالك اشتر علي تو انتخاب اولي".

آنچه كه مردم در طول اين چند سال از دكتر احمدينژاد دريافتهاند، اين است كه او براي رهبري همچون مالك اشتر براي حضرت علي (ع) است؛ با اين تفاوت كه مالك اشتر پس از آنكه به نزديكي خيمه معاويه رسيد و ولي امر به او دستور برگشت داد او بلافاصله اطاعت كرد، اما احمدينژاد در اطاعت از دستور ولي امر مقداري تعلل كرد اما بالاخره برگشت و حالا هم غر و لندهايي ميكند اما او ضد ولايت فقيه نيست و ما هم به هيچ وجه او را با افراد ضد ولايت فقيه شبيه نميدانيم.
در جريان اشتباهاتي كه آقاي دكتر احمدي نژاد اخيرا انجام داده، مي توان اين سوالات را از او پرسيد كه:
* آيا درست است كه برخي تصور كنند مقام معظم رهبري ممكن است تحت تاثير برخي القائات قرار گيرد و آيا افراد يا گروهها قادر به كاناليزه كردن رهبري هستند؟
* آيا پس از آنكه وليامر دستوري را صادر كردند، دريافت كننده دستور مي تواند به جاي اجراي بدون چور و جراي دستور، به دنبال قانع كردن ولي امر برود؟
عليرغم اينكه اين ايرادات در زمينه ولايتمداري، اخيرا به احمدينژاد وارد است اما مقام معظم رهبري خصوصا در ايام اخير حتي با افرادي مانند هاشمي، خاتمي و موسوي - كه در مقابل ولايت فقيه مستقيما و چندباره عرض اندام كرده اند- بارها مدارا كرده و آنها را طرد نكرده است؛ پس ما چگونه ميتوانيم به خود اجازه دهيم كه فردي همچون احمدينژاد كه 4 سال در ركاب رهبري در حال رزم بوده را به يكباره طرد كنيم؟
در مطلب اخيرم نيز با ناراحتي بسيار با توجه به توقعي كه در زمينه ولايتمداري از دكتر احمدينژاد داشتهايم، از او گلايه كردم و به هيچ وجه منظور من و برخي از دوستان كه در اين زمينه انتقادات شديدي مطرح كردند، دل بريدن كامل از دكتر احمدينژاد نيست بلكه او فقط اخيرا در اطاعت از فرامين وليامر دچار خطاهايي شده و به همين دليل عيار دلبستگي ما به احمدينژاد مقداري كاهش پيدا كرد؛ پس مخالفان و دشمنان زياد به دل خود صابون نزنند.
اگر رئيسجمهور در حال به پيش بردن پرچم انقلاب اسلامي، در جايي پايش لغزيد، بايد به او هشدار داد كه مراقب باشد اين كار تكرار نشود اما نبايد به گونه اي او را هل داد كه به طور كامل و براي هميشه بر زمين بخورد.
مقام معظم رهبري در تاريخ 4 تير ماه 87 اين مفهوم را در جملاتي به خوبي توضيح فرموده بودند كه در اين مقطع از تاريخ، توجه نيروهاي ارزشي و حزباللهي به اين جملات بسيار ضروري است. ايشان فرمودند:
" اين كسى كه اين عَلم را بر دوش كشيده، بلند كرده، همه بايد كمكش كنند؛ يكى عرقش را پاك ميكند، يكى بادش ميزند. اگر ديدند كه در نگه داشتن عَلم دارد اشتباه ميكند، راهش اين نيست كه يك مشتى هم به پشتش بزنند، خودِ او و عَلم را سرنگون كنند. راهش اين است كه كمكش كنند اين اشكال برطرف شود؛ اين نكته را بايد همه توجه كنند، بخصوص كسانى كه در عرصه سياست و در عرصه فرهنگ و در عرصه رسانه و در عرصه هاى گوناگون نقش و حضورى دارند".
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 4 شهریور1388 ساعت 0:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام.تمامی تلاش ما این است که صدای حق وعدالت را به گوش همگان برسانیم
وباحمایت واطاعت از ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)ورییس جمهور محبوب ومردمی وولایی وپیروی ازشهدا وامام شهداجامعه رابرای ظهور منجی عالم بشریت مهدی موعود(عج تعالی فرجه شریف)وبرپایی حکومت حق وعدالت وبرچیدن بثات ظلم واشغالگری آماده
کنیم.(والبته دشمنان داخلی را هم معرفی کنیم)
##انشاالله##
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY